X
تبلیغات
معماری معماری
ارزش انسان به اندازه حرف هاییست که برای نگفتن دارد
ایران سرزمین شکوهمندی است که در هر گوشه آن گنجی نهفته است و دستان پر توان و روح های خوش قریحه ی اهالی آن هر جایی هنری آفریده اند که امروز بخش بزرگی از افتخارات ماست. معماری در گذشته وابسته و تحت تاثیر اقلیم، زبان و مفاهیم ملی و بومی بود معماری به طور مشخص و بارز نمونه ای از خرد و قابلیت ما تلقی می شد. میراث گذشته در کشور ما در طی قرون متمادی تمام ساختمان ها با توجه به اقلیم و شرایط محیطی ساخته می شده است. آفتاب، باد، رطوبت، سرما و گرما و به طور کلی شرایط آب و هوایی و جغرافیایی، تاثیر مستقیمی در معماری سنتی ایران در مناطق مختلف داشته است.

2 بادگیر موتور سرمایشی قدیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1392ساعت 12:34  توسط صفا كاظم نژند  | 

رم کولهاس متولد ۱۹۴۴ در روتردام هلند می باشد. او پیش از اینکه به لندن برای تحصیل در رشته معماری برود به عنوان یک روزنامه نگار و نیز نویسنده نمایشنامه های رادیویی و تلویزیونی در آمستردام فعالیت می کرد. تحصیل او تا سال ۱۹۷۲ ادامه داشت تا در این سال با به دست آوردن بورس تحصیلی از دانشگاه این اجازه را به او داد تا راهی ایالات متحده آمریکا شود و در آنجا ادامه تحصیل دهد.

kolhas زندگی نامه معمار رم کولهاس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1392ساعت 12:28  توسط صفا كاظم نژند  | 

معمار:آلبرتو کمپو بیزا
معماری:خانه ی گاسپار



آلبرتو کمپو بیزا یک پیوریست (سبک هنری اوایل قرن بیستم با رد کوبیسم و تاکید بر خلوص احجام هندسی) است اما نه به روش لوکوربوزیه،نقاشی های پیوریست کوربوزیه ،موضوعات متداولی مانند مبز ،کتاب و بطری هستند.ساختمان های او نیز به همین ترتیب وسایل روزمره ی زندگی را از لوازم آشپزخانه گرفته تا اتومبیل مورد توجه قرار داده و در خود جای می دهند.ممکن است تزئینات سنتی از بین رفته باشند اما زندگی ادامه دارد.پیوریسم کمپو بیزا به ترتیبی دیگر است،ساختمان های او هیچ توجه ای به زندگی روزمره ندارند و حتی به محیط اطراف و ساختمان های همجوار بی اعتنا هستند.



MA Andalucia’s Museum of Memory









Casa Moliner by Alberto Campo Baeza





آنچه برای کمپو بیزا اهمیت دارد،مسایل غیر مادی هستند که همه جا حاضر بوده و اجتناب ناپذیرند،یعنی نیروی جاذبه ی زمین،نور،فضا و زمان.او در کتابش به نام la idea construide می نویسد:نیروی گرانش فضا را می سازد،نور نیز زمان را ساخته و به آن معنا می بخشد.مسایل اساسی مورد توجه معماری ،چگونگی کنترل جاذبه و چگونگی رساندن نور است.ممکن است این مطالب را سخنانی عمیق یا مسائلی بدیهی بپنداریم اما این گفته،حداقل ،فضیلت ساده بودن را داراست،مانند شعار دیگر کمپو بیزا که بر پایه ی نظرات میس ون در رو بنا شده است: رسیدن به بیشترین ها با کمترین ها.







Olnick Spanu House by Alberto Campo Baeza












خانه ی گاسپار




خانه ی گاسپار،تبلور کالبدی کامل این اصول است.این خانه کاملا درون گرا است و هرگونه تماسی با دنیای با دنیای خارج،توسط دیواری به ارتفاع 3.5 متر مسدود شده است،اگر خانه در مرکز یک شهر قرار داشت تعجبی نداشت،اما سایت این پروژه در یک باغ پرتقال واقع شده و دید های آن (به طور بالقوه) درختان و کشتزارهای اطراف هستند،این محیط از آن دسته محیط هایی نیست که مردم از آن گریزانند.خوشبختانه کارفرمای این طرح نیز به محرمیت خانه بیش از هر چیزی دیگری اهمیت می داد و از این رو دز تطابق با شعور معماری کمپو بیزا بود.










بیگانگی خانه از محیط اطراف آن،با هندسه ی آبستره (انتزاعی) آن تشدید شده است،دیوار 3.5 متری،محدوده ای با تناسبات مربع کامل به وجود می آورد که شبیه یک تندیس هندسی افلاطونی آمده از بهشت می باشد.این مربع با دو دیوار دیگر 3.5 متری به سه نوار مسائی تقسیم شده است که تنها نوار مرکزی مسقف است.دو دیوار کم ارتفاع تر،مربع را در جهت دیگر تقسیم بندی کرده اند که این بار به صورت نا برابر و با تناسبات 1/2/1 می باشد،از این رو دیوارهای تقسیم کننده،شکل صلیبی را در این مربع پدید آورده اند.
سقف قسمت مستطیلی محل تقاطع دیوارها ،تا 4.5 متر بالا آورده شده و نشیمن اصلی خانه را پدید آورده است.دو اتاق خواب،یک آشپزخانه و یک حمام،قسمت های با سقف کوتاه تر را در هر دو قسمت خانه اشغال کرده اند و هر یک از اتاق ها به جز حمام،به پاسیوی خصوصی خودشان در یک کنج خانه باز می شوند،پاسیوی کنار حمام تبدیل به پارکینگ شده است،این نوع تقسیم بندی،دو پاسیوی بزرگ مستطیل را دز شرق و غرب نشیمن ایجاد می کند.












این گونه تقسیم بندی به عنوان یک پلان،کاملا منطقی بوده و به خوبی کار می کند،اما به نظر می رسد که تقارن سخت آن بیشتر از یک بازی هندسی به وجود آمده است تا از بررسی استفاده ی انسان.اگرچه خانه به هیچ وجه از جاذبه های احساسی تهی نیست،کمپو بیزا احساس فضای خالص را با سفید کردن همه چیز و مخفی نگه داشتن تمام دیتیل های ساختمانی تقویت کرده است،به عنوان مثال چهار پنجره ی نشیمن،همگی تک صفحات شیشه اای هستند که بدون قابی در گشودگی ساده و مربع شکلی کار گذاشته شده اند.قرار دادن پنجره ها در گوشه های پذیرایی، به خاطر اینکه دیوارهای پاسیو از شیشه عبور کرده و تبدیل به دیوارهای فضای نشیمن شوند هنرنمایی دیگر طراح است.
اما هدف از تمامی این ساده سازی ها،تمرکز حواس بر روی نور است،در خانه های دیگر کمپو بیزا مانند خانه ی تورگانو در سال 1988 از نور مستقیم آفتاب برای روح بخشیدن به صفحات و یکپارچه کردن فضاها استفاده شده است.اینجا تقریبا تمامی نورها،از دیوارها و کف سازی پاسیوها منعکس شده و بازها بازتابانیده می شود.نورپردازی خانه به طور مداوم در طول روز تغییر می کند،اما همیشه لطیف و نافذ و کمب مرموز است،چنانکه گویا متعلق به این جهان نیست.
























+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 19:27  توسط صفا كاظم نژند  | 

معمار:پیتر آیزنمن
معماری:خانه ی شش



پیتر ایزنمن یک معمار ویک معلم میباشد پيتر آيزنمن در ۱۱ اگوست سال ۱۹۳۲ در نيویورك، ايالت نيوجرسي به دنيا آمد. او مدرك ليسانس معماري خود را از دانشگاه كرنل، مدرك فوق ليسانس خود را از دانشگاه كلمبيا و دكتراي خود را ازدانشگاه كمبريج دريافت كرد
به وی یک دكتراي افتخاري هنرهای زيبا از طرف دانشگاايلينويزشیکاگو اهدا گردیده است.در سال 1967وی انستیتو نیویورک را برای دانشجویان معماری وشهر سازی تاسیس کرد پیترایزنمن ساختما نها را با دو معيار مي سنجد يكي اينكه چه مدت در تعلق به حال باقي مي مانند و ديگر اينكه چه مدت در تاريخ خودشان را حفظ مي كنند او معتقد است كه: بعضي از ساختمانهاي كنوني بودن خود را از دست ميدهند و هرگز جزئي از تاريخ نمي شوند . ساختمانها مي توانند 50 تا 100سال تعلق به حال داشته باشند.او در حال حاضر تنها مبحثي را كه در دانشگاه تدرس مي كند مر بوط به پالاديو است. در كار پالديو چيزي است كه او شيفته آن است وآن اختراع تيپولوژي است. اختراع( تيپولوژي اجتماعي و فرم ساختماني) كه با ديگر كارهاي زمانه اش در يك رديف قرار نمي گيرند و بايد اقرار كرد كه ما هنوز مشغول ساختن ويلاهاي پالاديويي هستيم و اين موضوع آيزنمن رابرانگیخته که پست مدرن نیسمها پالادیو را به خاطر اینکه جایی در اصول فکری انها ندارد سرکوب کرده اند و پالاديو را در حاشيه گذاشته اند وگمانه میزنیم که وجه اشتراک پالادیو وایزنمن در این است که هر دو به منتقدانشان ارتباطشان با تاریخ قطع شده است.در سال(۱۹۸۰)پس ازسالها تدريس و نوشتن كتاب و نوشتن تئوري هاي قابل قبول ،كار حرفه اي خود را در زمينه ي طراحي و ساختن آغاز كرد كه شامل خانه هايي با مقياس بزرگ و پروژه هاي شهري و نيز فعاليتهايي در زمينه ي آموزش دانشگاهي و يك سري خانه هاي شخصي بود.



Memorial to the Murdered Jews of Europe, Berlin, Peter Eisenman1997-2004,




خانه ی شش



در مورد اینکه خانه ی شش صولا می تواند یک خانه و محلی برای زندگی باشد تردید وجود دارد.این خانه نمایانگر نقطه ی اوج مرحله ی اول حرفه پیتر آیزنمن است،مرحله ای که او در آن معماری مفهومی کاملی را ارائه داد. خانه های ابتدایی او از چیزی ترکیب شده بودند که وی رسمی و جهانی می نامید.عبارتی که به خودی خود معنایی نداشته و با کانسپت های عادی مانند زمینه و عملکرد،کاری نداشتند ولی با این حال به طریقی ذاتا معماری بودند.مطابق نظرات آیزنمن،خانه ی شش در نگرشی به صورت خاتمه یافتن یک روند،حتی یک شی یا موضوع محسوب نمی شود،بلکه تظاهر کالبدی و ثبت یک روند است،این روند نوعی بازی است که در آن ترکیبی از این جهان های رسمی تغییر شکل یافته و با یک سلسله حرکات ناشی از قوانینی نانوشته،پیچیدگی یافته اند.سطوح مستطیلی ،وید های مکعبی و عناصر خطی (که آن ها را دیوار،اتاق و ستون خطاب نمی کنیم) گام به گام جابه جا شده،تقسیم شده،تکثیر شده،از هم تفریق شده،دوران یافته و کشیده شده اند،و این عمل تا جایی ادامه یافته است که معمار بداند این روند به اندازه ی کافی پخته شده است و در این نقطه است که ترکیب بندی به دست آمده ،خانه نامیده می شود.



بازی خطوط و حجم ها







اکنون در این محل طراحی شده،باید شخصی زندگی کند،سوزان و دیک فرانک اهل نیویورک یک تاریخ دان هنر و یک عکاس،این خانه را یک کلبه ی مخصوص تعطیلات آخر هفته قلمداد کردند.آن ها تجاربی جالب و گاهی مضحک را در کتابی به تالیف سوزان فرانک به نام خانه ی شش اثر پیتر آیزنمن،پاسخ کارفرما منتشر شده به سال 1994 بیان کردند.
با نگاهی به طرح اولین اسکیس ارائه شده،مشخص می شود که خانواده ی فرانک اساسا با اهداف هنرمندانه ی آیزنمن موافق بودند.آن ها نقطه ی کانونی خانه را که تقاطع دو پلکان بود پذیرفته و حتی از آن محفوظ شده بودند.یکی از پله ها که به رنگ سبز بود،پله ای عادی بود که دسترسی به طبقه ی اول را به روشی معمول فراهم می نمود،پله ای دیگر در زاویه ی قائمه با آن و به رنگ قرمز از طبقه ی اول تا بام کشیده شده بود ولی بلااستفاده بود،چرا که برعکس تعبیه شده بود.خانواده ی فرانک از اینکه آیزنمن تنها یک اتاق خواب کوچک برای این خانه طراحی کرده و فضای نشیمن همکف را در ارتفاع دو طبقه طراحی کرده بود رضایت چندانی نداشتند،چرا که این،هدر دادن فضا بود و نشیمن دو طبقه باید حذف می شد،آبزنمن با اکراه این مسئله را پذیرفت و این فقدان را با حذف قسمت هایی از کف در کنار پلکان جبران کرد،به گونه ای که ارتباط بصری میان این دو تراز حفظ شود،او تاکید بر این داشت که اتاق خواب جدید ایجاد شده در بالای پذیرایی ،یک گشودگی در کف خود داشته باشد.جالب است که خانواده ی فرانک با این امر موافقت کردند و تختخواب دو نفره ی اتاق خواب را با دو تخت یک نفره،برای حفظ خلوص ایده ی طراحی عوض کردند.آن ها با وجود اینکه اصرار به وجود فضا برای یک میز نهارخوری شش نفره داشتند مجبور به قبول یک ستون ناخوانده که به ناچار،یک میهمانی اضافی شام بود گردیدند.در ساخت این خانه از برخی نکات عملی ساختمان سازی غفلت شده است.سازه ی اصلی ساختمان،یک قاب چوبی استاندارد امریکایی است که با تخته چندلا پوشیده شده و اندودکاری گردیده است.جزئیات ساختمانی ارائه شده توسط آیزنمن چیزی بالاتر از حالت بهینه بود و پیمانکار آمادگی برای چنین پیچیدگی اتصالات را نداشت و در نتیجه نازک کاری ترک برداشته،سقف چکه کرد و چوب شروع به پوسیدن نمود.خانواده ی فرانک هنگامی که شروع به بازسازی خانه به منظور خشک کردن فضاهای داخل نمودند متهم به نخریب اثر هنری شدند،با وجود این بر خلاف تمامی محاکماتی که باید تحمل می کردند،به خانه وفادار باقی مانده و از کیفیت های خاص آن لذت بردند،مخلوطی از نور دلچسب روز که از ترکیب پنجره ها،نورگیرهای سقفی و پانل های نیمه شفاف به نام کالوال به داخل فضا راه می یافت،دیدهای جذاب داخلی و نیز فرم بیرونی بسیار زیبا.





سازه ی اصلی ساختمان،یک قاب چوبی استاندارد امریکایی است که با تخته چندلا پوشیده شده و اندودکاری گردیده است















نمای شرقی



نمای غربی



نمای شمالی



نمای جنوبی



پلان همکف



پلان طبقه اول







در سال (۱۹۸۵)، آقاي آيزنمن جايزه ي (شيرسنگي) را براي پروژه ي رومئوژوليت خود در سومين بينال معماري در ونيز دريافت كرد. در بينال پنجم هم او يكي از دو معماري بود كه به عنوان نماينده ي ايالات متحده شركت داشت و پروژه هاي ارائه شده توسط ايشان در موزه ها وگالري هاي سر تاسر دنيا نمايش داده شد. در ضمن تا سال (۱۹۸۲)به عنوان بنيانگذار و مدير(انستيتو معماري و شهرسازي) بوده و به عنوان منبع تفكر و انديشه براي نقد معماري به شمار مي آمد.آيزنمن تعداد زيادي جايزه دريافت كرد بورس تحصيلي گوين هايم (۱۹۷۶)، جايزه ي( برانئر) از آكادمي هنر وادبيات و جايزه ي بين المللي براي هنر،جايزه ي افتخاري از انستيتو معماري آمريكا به خاطر مركزي در اهايو (۱۹۸۹)، جايزه ي بين المللي براي طراحي شركت مركزي( كوزميئي سانگيو) در توكيوي ژاپن(۱۹۹۱) نقطه شروع آيزنمن آيين افلاطوني است.نخست صورت ناب وذهني وكامل بود كه ازطريق هبوط پيوسته و متواتر به واقعيت نزديك مي شد. تفكر آيزنمن غيرديني است و چنين تفكري در شرايط امروزي اين احساس را به دست می دهدكه كاملا از اين گونه مسائل (مسائل دینی) جداست.معماري آيزنمن مي كوشد تا در سايه تحريك تخيل و تصور و پذيرش نا متعارفها از دام ماليخوليا بگريزد به اين ترتيب كه اينها را به عنوان عناصري مثبت در ساختن مكان جديدی براي لا مكانها يا مامني كه در آن معمار اراده فرماتيو خود را باز شناسد تلقي ميكند. اين محصول مصنوعي مكان بنا برهمه آن دلايل پاسخ مثبت اوست به لامكاني وبه ماليخوليايي فقدان وازدست دادنهايي كه پيوسته دركمين وهمراه با اين لا مكاني هاست.در كارهاي اخير او نشان از توهم ذهني وجود ندارد. حتي از كمترين و دقيقترين نشانه اي از، خود گول زني نيزوجود ندارد چرا كه هنر مدرن از تبار(آيزنمن و بودلر) آگاهانه و هشيارانه مسخ شدگي غير واقعيت رامي پذيرد.استراتژي نهفته در غوطه وري عميق تحليلي درهندسه كه پايه طرحهاي او را مي سازد هرگز نبايد به عنوان بازي!(صرف فرم) برداشت شود ودر وراي اين هندسه ها كه پيوستگي ابعاد خود را تكثير ميكنند و يا مدولاسيونهايي را كاهش و افزايش مي دهند.در(فراكتال) شكفتگي و سرشاري وجود دارد كه بدان وسيله گريز از متعارفها، ساختار حفاظتي اشراقي خود را پي مي ريزد.آيزنمن معمار فرمهاي مكعبي و سري خانه هاي 1 تا 10 به سمتي پيش مي رود كه مسئله مكان در پيش زمينه قرار گرفته است و با اين حال او كاري به ديگران ندارد وی با روح نوستالژيك هوشمندانه و نبوغ آساي خود خيال مي كند كه مي تواند مكان را در تسلط خويش در آورد و معماري خويش را بر آن بنا نهد.چنين به نظر مي رسد كه معماري آيزنمن درسالهاي اخيربرموقعيت تبعيدي اش همچنان پاي مي فشارد اين معماري اعم ازاينكه در شهرها ساخته شود يا در محيط هاي دانشگاهي ويا درتوابع وحومه هاي شهري، در آنچه كه خلق مي كند، ريشه ندارد به عبارت ديگرنه تنها ازتداوم منطق دروني با تمام براهين و مظامين قومي و تاريخي كه ظاهرا بايد نقطه عزيمتشان از توپوگرافي وخاطره ها كشف شود ناشي نمي شود بلكه برعكس نخستين وظيفه عبارت است از دريافت و شناخت اين غريبگي و غيبت مناسبات سمپاتيك بين معماري و مكاني كه اين معماري در آن ساخته مي شود.از زمان كانت به اين سوزيبايي شناسي مدرن با دوگانگي مواجه بوده كه معماري روحاني نتيجه شكست در رويا رويي با مشكل فرم مفروض است. معماري مورد علاقه آيزنمن معماري پالاديو(لوكوربوزيه – ترايني –مورتي)كاملا عكس اين معماري است، مقاوم دربرابرزيبايي شناسي روحاني و كوشا درجهت حفظ و موجوديت فرم هوگو فريد ريش در تفسير خود بر كتاب( "فلسفه كمپوزيسيون"اثر ادگار آلن پو) به نكته اي بر مي خورد كه تمام تازگي شعر آلن پو در آن است. طرح پيشنهادي احساس شاعرانه كلاسيكي به پيش زمينه مي دهد. آنچه كه در نتيجه ظاهر مي شود عين فرم و در حقيقت جوهر شعر است و آنچه كه هدف آن جوهر به نظر مي آيد در حقيقت حاصل فعاليت شاعرانه است. معماري اخير آيزنمن نيز همين روال را طي ميكند معني و دلالت اوليه كه بايستي از راه زبان فرمال به بيان درآيد وجود ندارد .‍‍ روش آیزنمن در عمل معماري، كاملا عكس درك كلاسيك گرته برداري و اصل تقليد به مثابه پايه هاي اساسي كار معماري است. تقليدي در كار نيست نه از آلونكي ابتدايي و نه از نظام طبيعت ونه از منابع عظيم زندگي مدرن اجتماعي، هيچ نشاني نيز از درك معماري مبتني بر تكميل مدلهاي الگويي يا درسهاي تاريخي وجود ندارد.شايد در عصر حاضر معمار ديگري نباشد كه چنين آشكارا از تمام مفاهيم تكاملي زيبايي شناسي معماري و پايه هاي تاريخي آن فاصله گرفته باشد و معماري او با كلماتي بي بديل از بي نظمي جهان مدرن، ضعف عمل انساني و ناتواني و فتور دانش ما و از محيط سخن مي گويد. اين خوداثراست كه به زبان سخن مي گشايد، اما اين سخن قصه گويي به روال رايج نيست، كه اين خانه شبيه فلان است و اين مكان مثل بهمان! منتهاي معماري او خود به عنوان مفهوم اين مكانها و ثبات ساختاري و حقيقت هندسه، در برداشتي كه بر تاكيد ها و نفي ها و بر شك و ابهام استوار است پرسش بر انگيز هستند. اما معماري او بعد تاويلي نيز دارد به گونه اي كه تفسير يك عمل به معني اجراي آن است درست مثل پيانيستي كه متن نوشته شده موسيقي را مي نوازد شرط تاويلي معماري آيزنمن در توليد و ساخت و بيان زمان و فضا شرط التزامي است.



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 19:24  توسط صفا كاظم نژند  | 

معمار:'گریت ریتولد
معماری:خانه ی شرودر


(Dutch, 1888-1964)

جهانی را تصور کنید که تنها صور موجو آن،خطوط و صفحات شناور هستند،همگی در زاویه ی قائمه بوده و تنها رنگ های موجود،سیاه،سفید،قرمز،آبی و زرد هستند،به عبارت دیگر یک نقاشی سه بعدی وسیع توسط موندریان نقاش معروف آلمانی سبک کوبیسم و نئوپلاتیسیسم خانهی شرودر نمونه ی کوچکی از این جهان است،یک قطعه از شهر یکپارچه ی آینده که در آن زندگی و هنر نهایتا یکی شده اند.این تصور گروه دو استیل از نقاشان پیشرو و طراحانی بود که پس از جنگ جهانی اول در هلند کار می کردند.اعضای این گروه تئو ون دویسبورگ، جی جی پی اود، رابرت ونت هوف و البته پیت موندریان بودند.

گریت ریتولد همکار طراحی خانه ی شرودر،در سال 1919 به عضویت گروه دو استیل در آمد.او اساسا طراح مبلمان بود و در سال قبل از این طراحی،یک مبل راحتی چوبی بنیادگرا طراحی کرده بود که رضایت بخش نبود.این مبل راحتی،رنگ نشده بود،اما زمانی در اوایل دهه ی 1920 با طرح رنگی از موندریان با نام مستعار صندلی آبی - قرمز به دنیای هنر معرفی شد.



Red Blue Chair



Housing Block Erasmuslaan 9 Utrecht The Netherlands Gerrit Rietveld 1931



خانه ی شرودر



ریتولد به غیر از طراحی مبلمان،تعداد کمی مغازه و فضاهای داخلی خانه های آپارتمانی را طراحی کرده بود،ولی خانه ی شرودر اولین ساختمان کامل او بود.کارفرمای این طرح تروس شرودر یک دارو ساز تجربی،اما با روحیه ای خلاق و ذاتا دوست دار هنر بود،هنگامی که همسرش (که وکیل بود) در گذشت،تروس شرودر تصمیم به آغاز زندگی جدیدی در خانه ی جدید با سه فرزند جوان خود گرفت.احتمالا ریتولد در آن زمان روابطی عاطفی با وی برقرار کرده بود.در غیر اینصورت،این روابط در هنگام مشارکت در طراحی خانه به وجود آمده بود.زمین پروژه کاملا معمولی بود،یک قطعه ی باقیمانده ی ، در انتهای ردیف خانه های تراسی آجری،اما در حومه ی شهر بود و و دید و منظر مناسبی به اطراف داشت،این منظر اکنون توسط شاهراهی مسدود شده است.
خانه ی شرودر اگرچه دارای دیواری مشترک با آخرین خانه از سری خانه های تراسی است،کاملا به همسایه ی خود بی توجه است،گویی پیام ساختمان این است که آینده فرا رسیده و گذشته خارج از موضوع بحث است.این طرح نه تنها متشکل از دیوارها و سقف ها،بلکه صفحات مستقیم انتزاعی (آبستره)، در فرم های عمودی یا افقی و به رنگ سفید یا خاکستری می باشد.این صفحات چنان که ممکن است تصور شود از بتن نبوده،بلکه از آجر و چوب پرداختی ساخته شده اند.

















صفحات به نظر شناور می رسند،خصوصا جلوی بالکن رو به جنوب شرقی و سقفی در بالای کنج شرقی که کاملا پوشیده از شیشه است.گویا عناصر خطی مانند جرزها،بندکشی ها،قاب در و پنجره و ستون های فلزی،به طور بارزی رنگ شده اند (سیاه،قرمز و زرد) تا نشان دهنده ی ساقه هایی باشند که صفحات ساختمان از آن بالا آمده اند،پنجره ها پوسته هایی از شیشه هستند که میان صفحات کشیده شده اند.قاب های لولایی تنها در دو حالت می توانند تنظیم شوند،باز یا بسته به صورت قائم






























هیج تمایزی میان فضاهای داخلی و خارجی وجود ندارد.صفحات و خطوط قسمت های خارجی،مانند فضاهای داخلی ساختمان،سطوح خالص رنگ شده ای هستند که هیچ پرده یا فرشی در کنار آن ها وجود ندارد.مبلمانی که اکثر آن توکار طراحی شده است با همان زبان رسمی سخن می گوید.گنجه ها دو برابر تیغه های جداکننده هستند،میزها ادامه ی طاقچه ی پنجره ها بوده و تخت ها تشک هایی مسطح و جعبه مانند هستند.پلان در طبقه ی پایین،کاملا مطابق آداب و رسوم است و با دیوارهای باربری که شکل دهنده ی اتاق هایی متمایز طاحی شده است،اما در طبقه ی اول یک سیستم مبتکرانه از پارتیشن های لغزنده،فضا را به نشیمن روزانه و یا به مکانی برای تفریح و سرگرمی تبدیل می کند.


















این پروژه اثری هنری محسوب می شود اما به عنوان یک خانه نیز به خوبی عمل می کند و تروس شرودر تا مرگ خود در سال 1985 در آن زندگی کرد.هم اکنون این ساختمان هم به عنوان یک بنا و هم به عنوان تصویری نمادین و خاطره ای هنری و در خشان جلوه می کند.این تصور دیری نپایید و پایان آن در سال 1924 آشکار شد،هنگامی که موندریان با ون دویسبورگ به دلیل اینکه جرات کرده بود خطوط اریب در نقاشی هایش به کار ببرد اختلاف نظر پیدا کرد.













































+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 19:21  توسط صفا كاظم نژند  | 


 ریچارد میر متولد 1934 نیوجرسی در دانشگاه کرنل در رشته ی معماری تحصیل کرد. ریچارد میر ملقب به شوالیه ی سفید پست مدرنیسم پیش از تاسیس دفتر کار خود در نیو یورک در سال 1963 با سام و مارسل بروئر همکاری می کرد.
rmeyer - picture 2

وی ابتدا در زمینه ی ساختمان سازی برای طبقه ی مرفه فعالیت کرد همچنین مطالعات وسیعی در زمینه ی ساختمان های عمومی انجام داد و در سال 1969 به عضویت گروه پنج نیویورک (در MOMA) درآمد. سفید های گروه پنج (ریچارد میر٬ پیتر آیزنمن٬ مایکل گریوز٬ جان هجداک٬ چارلز گواتمی) برای مخالفت با ونتوری و گریز دوره ی سفید قهرمانان رایت٬ گروپیوس٬ تراگنی و بخصوص لوکوربوزیه را احیا کردند، اما مسائلی از  زیبایی شناسی را در کار خود به کار بردند که خالی از هر گونه تعهد و تعصب اجتماعی بودند. میر در کارهایش همواره رنگ سفید بکار می برد و از همین رو گروه ﺁنان به نام مستعار معماران سپید نامیده می شوند.

در میان معماران هم عصر خودش به مفاهیم رنگی بیش از پیش وفادار و متعهد بود و به نحوی هوشمندانه فضاهای عمومی و خصوصی را در بافت شهری آشتی داد از همین رو لحن فرهنگ معماری او بسیار صادقانه است.

خانه های سفید میر٬ در زمینه ای از فضاهای سبز با لایه بندی های افقی وعمودی به چشم می خورد. مزیت کارهای میر از نظر اجتماعی این است که ساختمان های او٬ به سرعت قابل شناسایی است. وی در آفریدن تندیس در فضا دستی چیره دارد.

پنج عامل محوطه٬ برنامه، رفت و آمد (سیرکولاسیون)٬ ورودی و سازه است که در تحلیل معماری به او کمک می کند. ریچارد میر به خاطر معماری و طرح هایش در تمام جهان شناخته شده و قابل احترام است وی جوایز کمیسیون های ارشد در ایالات متحده و اروپا شامل: کاخ دادگستری، تالارهای شهر، موزه ها، خانه سازی و اقامتگاه های شخصی را دریافت نموده است. در میان اکثر پروژه های مشهورش، مرکز جی پل گتی در لس انجلس، موزه ی هنر های در آتلانتا٬ جورجیا٬ موزه ی بوردا، موزه ی رادیو و تلویزیون در کالیفرنیا، موزه ی هنرهای معاصر بارسلونا در اسپانیا، خانه ی راکوفسکی در دالاس تگزاس، مدرسه ی علوم دینی هارتفورد، ساختمان فدرال و دادگاه ایالات متحده، تالار شهر و کتابخانه ی مرکزی هاگو ی هلند و موزه ی هنرهای تزئینی (فرانکفورت 1985) به چشم می خورند.

وی همچنین از اعضای هیئت داوران مسابقات مختلف بوده است. کتاب های زیادی تالیف نموده و مقالات متعددی در سراسر جهان ارائه داده است و در موارد بیشماری از موضوع بسیاری از کتاب ها، ویژه نامه ها، روزنامه ها و مقالات بسیاری در مجلات بوده است.
میر از سال 1956 در Cooper Union، دانشگاه پرینستون، موسسه ی پرات، دانشگاه هاروارد، دانشگاه ییل و اکلا آموزش دیده است. او هم چنین عضو موسسه ی معماران آمریکاست که نشان افتخار New York chapter را در 1980 و مدال طلا از Los Angeles Chapter را در 1998 دریافت کرد.
وی دارای 29 نشان افتخار AIA بین المللی و 53 جایزه ی طراحی AIA نیویورک می باشد.
آقای میر مدرک معماری اش را در دانشگاه کرنل دریافت نمود و درجات افتخاری از دانشگاه ناپلس، موسسه ی تکنولوژی نیوجرسی، مدرسه ی جدید پژوهش های اجتماعی، موسسه ی پرات و دانشگاه بخارست را دریافت نمود.

ریچارد میر برترین افتخارات موجود در معماری را دریافت کرده که از جمله ی آن ها در سال 1989 موسسه ی سلطنتی معماران بریتانیا مدال طلای سلطنتی را به او تقدیم کرد.

 اینک در ادامه مطلب به معرفی یکی از آثار ریچارد میر می پردازیم...

موزه ی هنر "های"، آتلانتا جورجیا:

rmeyer - picture 10

طرح موزه ی هنر "های" به عنوان مجموعه ی فنون معماری، توسعه یافته و به بافت در وسیع ترین مفهوم آن پاسخ داده و نه تنها در بر گیرنده ی موارد کاربردی برنامه ریزی شده و منطق مداری است، بلکه بافت فیزیکی، اجتماعی و تاریخی شهر را نیز شامل می شود.

گوشه ی ساختمان در تقاطع خیابان پیچ تری و خیابان شانزدهم، حدود دو مایل از مرکز شهر آتلانتا و مجاور مرکز بزرگ هنرهای ماندگار و کلیسای پرزبیتاری در خیابان تری قرار دارد.

این مسئله موزه را در موقعیت مهمی برای توسعه ی آینده ی آتلانتا قرار می دهد و در محدوده محور عابر پیاده ، با وسایل نقلیه عمومی مناسب به موزه دسترسی دارد.

 حیاط اصلی مجاور مرکز هنر "های" ماندگار است و این ساختمان به دلیل حفظ فضای سبز روبرو، کاملا عقب تر از خیابان قرار دارد. حجم ساده با رنگ سفید که در زیر نور خورشید درخشندگی خاصی به نمای موزه می دهد خود موزه را به عنوان یک اثر هنری و یک مجسمه در این محیط سبز به نمایش می گذارد و نظر بازدیدکنندگان را به خود جلب می کند.


سیرکولاسیون ورودی بنا:

rmeyer - picture 7

ورودی ساختمان از طریق شیبی است که بیرون از ساختمان در قطر این محل پیش بینی شده و بازدید کننده را در امتداد دیوار حائل، از میان ایوان ستون دار عبور می دهد تا به طبقه ی اصلی ساختمان وارد شود. به هنگام عبور از رمپ در سمت راست حیاط زیرین بنا که به طبقه ی همکف راه دارد دیده می شود در این محوطه ی زیرین چند حوضچه ی کوچک آب با عمق کم وجود دارد. در سمت چپ در ابتدای ورودی در سطح چمن چند اثر هنری دیده می شود. نمای بنا در ورودی کاملا" شیشه ای است.

وجود رمپ در ابتدای ورودی و حرکت آرام رو به بالای آن می تواند بیان گر مفاهیم بسیاری باشد، یک مفهوم آن می تواند جداسازی انسان از محیط طبیعی و آماده سازی آرام او برای وارد شدن به محیطی هنری باشد که این عمل با نوع مصالح سازنده رمپ، شیب آرام و حرکت رو به بالا بر آورده شده است.

قاب بزرگی که رمپ را در بر گرفته حالت دروازه ای بزرگ را دارد که بازدیدکننده را با آغوش باز می پذیرد و محوطه ی موزه را از ابتدای ورودی آن مشخص می کند و خود بنا را به عنوان اولین اثر هنری در برابر چشمان بازدیدکنندگان قرار می دهد.

نور در موزه و تاکید بر درخشندگی:

rmeyer - picture 9

علاوه بر کاربری صرف موزه، نور در این ساختمان، یکی از عناصراصلی بناست و نمادی از هدف موزه.

نور یکی از مفاهیم اصلی معماری در موزه برای بیان مفهموم درخشندگی چه از نظر طبیعی و چه ماوراء طبیعی است. ساختمان موزه نور و انعکاس آن را در برگرفته و این استعاره ای است از مکانی که آگاهی جامعه و حیات فرهنگی شهر را به سوی کمال سوق می دهد.

 موزه هنر "های"، از دید گودموند ویتل سرپرست موزه ی هنر "های" آتلانتا، جورجیا:

 ساختمان موزه می تواند فراتر از پس زمینه ای برای نمایش هنر باشد، محیطی که حس هیجان و آرامش را از طریق تاثیر متقابل شکل های منظم در فضاهای پرنور انتقال دهد.

ریچارد میر در موزه ی هنر "های"، با ارتباط دادن اشکال درونی ساختمان با شکل های بیرونی و توسعه آنها به درون و آوردن هوا و نور به کل بنا، به این امر دست یافت. این نمایش بین کل بنا، به بیرون و درون ساختمان جان می بخشد و پاسخ فیزیکی و قطعی را به افرادی که وارد موزه می شوند، القا می کند. فرم ساختمان، از نیازهای برنامه ریزی شده ی این اصل الهام گرفته است و طرح معمار، حس رشد و تکاملی را منعکس می سازد که با منطق سازمان یافته به بیرون گسترش می یابد.

 از این رو، محیط داخلی، متناسب و موافق اشیا هنری است، نه در تضاد با آنها. مصالح ساده اند، کیفیت ساخت دقیق است و فضا مانع نیست، ولی موجب ارتباط آسان با هنر می شود. این ساختمان هم امکان حرکت راحت افراد را فراهم می کند و هم اشیا هنری را به نمایش می گذارد.

همه می دانند که موزه ی نسبتا" نو بنیاد "های"، مجموعه ی نسبتا" کوچکی را در بر می گیرد. از این رو دست اندرکاران ساختمان خواستند که موزه، معماری متمایز و متفاوتی داشته باشد. بنابراین، آنها با طرح ریچارد مایر، ساختمانی بنا کردند که تصویر خاصی به موزه دهد و تمایلات زیبایی شناختی آن (بنیاد) را بیان کند.

rmeyer - picture 1


rmeyer - picture 4

rmeyer - picture 3

rmeyer - picture 5

rmeyer - picture 12

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 19:16  توسط صفا كاظم نژند  | 

هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس

 به گزارش تکناز به زودی در کشور امارت شهر دبی هتل زیر آبی ساخته می شود. این پروژه به یک شرکت سوئیسی متخصص در ساخت تاسیسات در عمق آب واگذار شده است. تصاویر زیر طرح هایی از این هتل است.

 هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

 هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

هتلی زیبا و مدرن در زیر آب !+ عکس www.taknaz.ir

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 11:2  توسط صفا كاظم نژند  | 

عکس هایی زیبا از کشور ژاپن

عکس هایی زیبا از کشور ژاپن
مجمع الجزایر ژاپن کشوری است در اقیانوس آرام واقع در آسیای شمال شرقی که یکی از قدرت‌های اصلی اقتصادی جهان است و سومین اقتصاد بزرگ جهان را از نظر تولید ناخالص داخلی دارد.
 

 
(۵/۴۷۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۰ به گزارش صندوق بین المللی پول). ژاپن یک کشور پادشاهی است که برمبنای قانون اساسی اداره می‌شود.
 

 
به گزارش تک ناز ژاپن کشوری است کاملا محصور شده در آب که از طریق مرز آبی با کشورهای چین، کره جنوبی و کره شمالی و روسیه همسایه‌است. این کشور در پایان جنگ جهانی دوم، تمامی متصرفات فراسوی دریاهای خود، از جمله کشور کره را که در آن موقع ۴۵/۵ درصد کل کشور را تشکیل می‌داد، از دست داد و وسعت آن به میزان فعلی که در حدود ۳۸۷۰۰۰ کیلومتر مربع است(چیزی کمتر از ایالت کالیفرنیا در آمریکا)، [۴] [۵] تقلیل یافت.
 

 
ژاپن با جمعیتی در حدود ۱۲۸ میلیون نفر دهمین کشور پرجمعیت جهان است. توکیو پایتخت ژاپن با بالغ بر ۳۵ میلیون نفر جمعیت از بزرگترین و گرانترین پایتخت‌های جهان به شمار می‌آید.
 
 ژاپنی‌ها کشورشان را «نیپون کوکو» خطاب می‌کنند که به معنی خاستگاه خورشید است. در حقیقت این کشور شرقی‌ترین کشور جهان (بدون در نظر گرفتن خاک قطب) است. مطالعات باستان شناسی سابقه سکونت انسان در این کشور را از دوران پساپارینه‌سنگی می‌داند. ژاپن کشوری کوهستانی است و بیشتر جزایر آن آتشفشانی است و بشدت زلزله خیز است، آمار نشان می‌دهد که سالانه در حدود ۱۵۰۰ زمین لرزه در آنجا روی می‌دهد.
 
کشور ژاپن عضو سازمان ملل متحد، G8، G4 و APEC است.
 
 ژاپن پنجمین بودجه دفاعی جهان را دارد (۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱) و چهارمین کشور صادرکننده در جهان (۷۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰) و ششمین کشور بزرگ وارد کننده است(۶۳۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰).
 
 در جنگ جهانی اول، ژاپن از متفقین بود و در جنگ جهانی دوم با متفقین می‌جنگید. پایان جنگ جهانی دوم برای ژاپن بسیار تلخ بود، آنها پس از جنگی دراز مدت در اقیانوس آرام، سرانجام پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، بدون قید و شرط تسلیم شدند. برآیند این جنگ خانمان‌سوز برای ژاپن به اندازه‌ای وحشتناک بود که بسیاری از تحلیلگران در توصیف آن، عبارت «به کلی ویران شده» را به کار بردند.
 
ژاپن پس از اشغال توسط آمریکا، با یک برنامه پیگیر توسعه صنعتی به رشد اقتصادی چشمگیری دست یافت و به یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا و همچنین دومین قدرت صنعتی جهان بدل شد. این کشور همچنین از بزرگترین هم‌پیمانان و شرکای تجاری آمریکا در قاره آسیا است.
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 11:1  توسط صفا كاظم نژند  | 

آشنایی کامل با معماری دوران ماد و هخامنشی

متوجه شوید که دوران ماد کار معماریش بهتر بوده یا دوران هخامنشی!

دوران معماری هخامنشی...

یکی از مهم‌ترین عناصر معماری در بناهای اصلی ساخته شده در طول فرمانروایی سلسله هخامنشی یعنی ستون و زیرستون، و نمونه‌های مشابه در معماری دوره کلاسیک یونان و مصر باستان عظمت یادگارهای ایران باستان بوده است.

در دوران معاصر عصر هخامنشی در منطقه‌ای دورتر، اما مربوط به هخامنشیان، یونانیان نیز تمدن و معماری خاص خود را برپا کرده بودند. یونانی‌ها در این دوران که عصر کلاسیک هنر و معماری آنها به شمار می‌رود، معابدی بنا کردند چنان با شکوه و زیبا که هنوز هم مایه الهام معماران معاصر هستند.


دوران معماری مادها...

بررسی هنر معماری ماد با کمبود مدارک موجود کاری سهل و آسان نیست!

قطعا مادها هم مانند اسلاف خویش برخوردار از آثار معماری قابل بحثی بوده اند. موید این مطلب آثار بدست آمده از کاوشهای اخیر باستان شناسی تپه هگمتانه و همچنین معماری صخره ای است که از آنها به جای مانده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 10:59  توسط صفا كاظم نژند  | 

از کاروانسراهای بین راه که اولین مدل هتل در ایران بودند که بگذریم گراند هتل تقریبا اولین هتل مدرن ایران است که استانداردهای اروپایی در پذیرایی را رعایت می کرد.

نخستین هتل مدرن در ایران ! + عکس www.taknaz.ir

این هتل با آن که امروز اثر چندانی از آن باقی نمانده است اما به همت علی حاتمی در ذهن بسیاری از ایرانیان حضوری خاطره انگیز دارد.

به گزارش تک ناز به نقل از عصر ایران قدمت هتل و مسافرخانه در ایران به اواخر دوره قاجاریه باز می‌گردد. قبل از این هتل اتباع خارجی که به ایران سفر می‌کردند، جهت اقامت به سفارت‌خانه‌های کشور متبوع خود می‌رفتند یا به بعضی از خانه‌های شمال تهران که به پانسیون تبدیل شده بودند مراجعه می‌کردند.

تاریخچه

گراند هتل را می‌توان از آثار معماری اواخر دوره قاجاریه و قدیمی‌ترین هتل ایران به حساب آورد.
 
گراند هتل

گراند هتل بدست یک مهاجر قفقازی به نام باقر خان به مساحت 1300 متر مربع در خیابان لاله‌زار جنوبی ساخته شد. الگوی پذیرایی در این هتل، از روش پذیرایی در هتل‌های اروپایی الهام گرفته شده بود.

بازسازی گراند هتل توسط علی حاتمی

علی حاتمی برای ساخت سریال هزار دستان با همکاری ولی الله خاکدان و جانی کورنتا مدل خیابان لاله زار را ساخت اما مدل گراند هتل آنقدر واقعی بود که به عنوان رستوران بعدها مورد استفاده قرار گرفت.

علی حاتمی در بازسازی این هتل و اماکن دیگر از عکسها و خاطرات افراد مدد جست و بسیار سعی کرد به اصل وفادار بماند.

وضعیت امروزی

هتل تا پایان دوره رضا شاه اعتبار خود را حفظ کرد، تا نیمه های دوره محمدرضاشاه به کار خود ادامه داد و بعد از آن از رونقش کاسته و تعطیل شد.

گراند هتل

امروز این عمارت تاریخی در قبضه فروشندگان لوازم الکتریکی است که چند سالی است جانشین نام خیاطان و تریکوبافان در این ساختمان شده‌اند. آجرکاری های ظریف هتل یکسر زیر سیمان رفته و بالکن‌هایش از لوازم برق ساختمان انباشته شده است.

فروشندگان میان کف و سقف بلند اتاق‌ها، تاق زده و مغازه را دوبلکس کرده‌اند. دیوارهای رو به راهرو را نیز برداشته‌اند و درهای قدی شیشه‌ای گذاشته‌اند. حیاط داخلی گراند هتل که یک زمان برای خودش باغچه مصفایی بود، اینک بارانداز کالاست.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 10:58  توسط صفا كاظم نژند  |